ایران واقعی از دیروز تا به امروز – رحیم جواد بَی لی

 

 

rehimمقدمه

برای بررسی واقع بینانه و اصولی موضوع پیشاپیش  نیازمند طرح چندین فقره سوال مرتبط با موضوع هستیم.

منابع مورد استفاده در این تحقیق در اصل متن  به زبان ترکی موجود می باشد:

http://www.devlet.com.tr/makaleler/yazi/20/DUNDEN_BUGUNE_GERCEK_IRAN_VE_GUNEY_AZERBAYCAN_MILLI_HAREKETI_.html 

 کارشناس و محقق مسائل سیاسی ایران و قفقاز در مراکز تحقیقی زیرٍ:

  1. مجله سیاسی، تاریخی و فرهنگی دولت؛(devlet.com.tr )
  2. مجله دانش، تفکر و فرهنگ توران؛
  3. آژانش خبری و تحلیلی خبرهرگون؛ ((haberhergun.com 
  4. آژانس خبری و تحلیلی خبرآچیسی؛   ( haberacisi.com)

 

 بررسی منطقی و اظهار نظر راجع به مبانی و چارچوب و عواقب ناشی از یک توافق وسیع بین المللی که منجربه شکل گیری ایران در عرصه سیاست خارجی  بین المللی گردید لزوماً طرح سوالات متعددی  را می طلبد. بررسی منظم حوادث تاریخی می تواند در یافتن پاسخ درست در رابطه با شکل گیری ایران در عرصه سیاست خارجی بین الملل از زمان این توافق،  به ما کمک کند. به همین خاطر  تحقیق و پژوهش ما با طرح سوالات ذیل می تواند  آغاز گردد:

در تاریخ گذشته اساساً اجماع کلی و تفاهمی در مورد تعریف جامعه ایرانی با تکیه بر هویت ملیت فارس  وجود داشته است یا نه و اگر وجود داشته مبتنی بر چه اساس و اصولی بوده است؟ و اینکه چنین تفاهمی از کی، کجا و توسط  کدام  نیروهای اجتماعی حاکم   موجود در حوزه سیاسی ایران اعمال می شده است ؟  این حاکمیت،  توسط کدام حکومت و دولت ها  وضع ، و اعمال  شده و تا به امروز چگونه ادامه داشته است ؟

یافتن پاسخ روشن سؤالات  و یافتن ادله درست برای این مسئله ،  نیازمند شناخت بهتر و دید وسیع نسبت به روند تاریخی است.

گذشته تاریخی ایران

ایران از منظر ژئوپولوتیکی  همیشه به عنوان بخش مهمی از هویت ترک ها  و جهان اسلام  مطرح بوده  است. ایران علیرغم تلاشی که از ابتدای قرن 20 سعی در معرفی نمودن آن تحت هویت ایران- فارس می شود، جزو سرزمین هایی  است که ترک ها حضور پر رنگ و تاریخی در آن دارند . بر اساس مطالعات اخیر و حفاری های باستان شناسی امری ثابت شده است که ترکها به دو گروه بزرگ یکجانشین و کوچرو تقسیم می شوند که این دو گروه همیشه مکمل هم یکدیگر بودند. وقتی صحبت از تمدن ترکها قبل از اسلام مطرح می شود منظور نظر ترکهای آسیای میانه (کوچرو) نیستند. حضور آنها در ایران به دوران بعد از اسلام بر میگردد. در حالی که حضور ترکهای یکجانشین در مناطق خراسان، آزربایجان، خوزستان و قسمتی از عراق به  بیش از ده هزار  سال قبل از میلاد مسیح  باز می گردد. بر این اساس است که مورخین مشهور همچون پروفسور زهتابی (کیریشچی)، فریدون جلیلوف، کاظم میرشان وس. تاکید می کنند که اولین تمدنهای بشری  از جمله تمدن های سومر و ایلام توسط ترک های یکجانشین پایه گذاری شده اند. در یک محدوده زمانی بالغ بر ده هزار سال ، وجود مجسمه ها و سازه های سنگی متعلق به ترک ها  از استپ های بیابانی آسیا گرفته تا مرکز اروپا هویت اوراسیایی ترک ها را ثابت می کند.

واضح است که بر خلاف نظریه های تاریخی کلاسیک غربی ،  ترک ها از آسیای میانه نیامده اند؛ بلکه،  ترکها  در ایران و آناطولی ریشه دیرینه دارند و صدها دولت و مراکز تمدن نیز در آن تشکیل داده اند. ترک ها در جغرافیای موسوم به ایران قبل از میلاد تمدنهای سومر ، ایلام ، آرات ، ساکا ، ایسکیت و ماننا را پایه گذاری و پیش از اسلام نیز امپراطوریهایی مثل خزر را ایجاد نموده بودند. پس از اسلام نیز این روند ، با روی کار آمدن قره خانی ها و غزنویان مجدداً آغاز  و با خوارزمشاهیان و ایلخانیان و آق قویون لوها و قارا قویونلوها ادامه داشته است . پس از آن نیز صفویه، افشار و قاجار با پایه گذاری حاکمیت های جدیدی با ایدئولوژی شیعی در جهان اسلام این ساختار را تا سال 1925 استمرار بخشیدند.

مبرهن است که طی یازده قرن اخیر ترکها با داشتن اکثریت جمعیتی اداره این سرزمین را در اختیار داشته اند. به این معنا که  ترک ها با سابقه ای افزون بر ده هزار سال ، حاکمیت و تمدنی بلامنازع داشته اند. ترکها تا آغاز قرن نوزدهم  بواسطه  ترکان بابری در هند و تا اوایل قرن بیستم بواسطه اویغورها در شرق ترکستان (منطقه غربی چین)،و بواسطه قرقیزها ، ترکمن ها ، قزاق ها و ازبک ها در آسیای مرکزی، و در نهایت حدود 650 سال مستمر  بواسطه امپراطوری ترک عثمانی در آناتولی و شبه جزیره آسیای صغیر و  شرق میانه و نیز در بالکان و شمال آفریقا حاکمیت داشته اند .این همه قراین اثبات این واقعیت  است که ترک ها دربخش بزرگی از جغرافیای جهان از ده هزار سال قبل حاکمیت داشته اند. تنها در قرن نوزدهم میلادی بود که خانات و سزمینهای تحت حاکمیت ترکان بابری در هند از ناحیه بریتانیایی ها و  از آغاز قرن بیستم هم  آسیای مرکزی و قفقاز، توسط روسها و  ترکستان شرقی توسط  چین اشغال گردید. این اشغالها ، متعاقباً باعث تشدید  بسیاری از درگیری ها و جنگ در این مناطق گردید. این وضعیت  رونده تحولات  تاریخی در جهان را دستخوش  تغییر نموده و تا حدود زیادی تاثیرگذاری ترک ها را کاهش داده است . با تمام این اوصاف  در  اوایل قرن بیستم دو حاکمیت بزرگ ترک یعنی امپراطوری ترک عثمانی و امپراطوری ترک قاجار هنوز هم  سر پا ایستاده بودند. ساختار حاکمیتگری قوی این دو دولت با وجود تمام فشاری که از قدرت های غربی وجودداشت ، تا مدتهای زیادی مانع از فروپاشی و شکست آنان شده بود.

بعد از پیشرفت علم و اکتشاف در عصر رنسانس و  نوآوری تکنولوژیکی  دنیای مسیحیت غربی و ناتوانی آشکار حاکمیت های  ترک در پاره نمودن  سنت های عقب مانده و قرون وسطایی موجود ، آنان را رفته رفته در وضعیت  دشواری قرار داد. اقدام برای اشغال تدریجی  مناطق تحت حاکمیت یا تحت تسلط و اداره ترک ها و به اسارت گرفتن آنها ، به دلیل از دست دادن قابلیت های حاکمیت گری در کشورهای ترک و از هم پاشیدن اساس و شیرازه دولت عمیق آغاز شده بود. همزمان با رشد علمی، صنعتی، فنی و توسعه ابعاد نظامی جوامع مسیحی  و جهان غرب، در حالی که در فضایی ناباوارنه تنها دولتهای ترک برپا مانده (عثمانی و قاجار) در گیر اختلافات موهوم سنی-شیعی شده  و در حال تضعیف و نابودی همدیگر بودند ، آستین ها بالا می رفت تا  مقدمات زدن آخرین ضربه به آنها  فراهم شود. این رویکرد تاریخی از ناحیه تاریخ دانهای اروپا محور بعنوان یک سبک ایدئولوژی آگاهی ستیز قلمداد می گردد.  دلیلش هم روشن است. به استثناء یونانی ها ، اروپا و امریکا بواسطه داشتن تاریخی مختصر نسبت به تاریخ شرق، آن را نادیده گرفته و سعی در بی اعتبار نمودن تمدن شرق داشته اند.به همین دلیل است که  اروپا و امریکا تاریخ یونان باستان را بعنوان تاریخ خودش قلمداد می نماید. از این منظر کمکها و حمایت های بی بدیل اروپا در طول تاریخ به یونانی ها را می توان یک نوع تقدیر بواسطه این سرقت میراث فرهنگی  تعبیر نمود. غرب به منظور تقویت نظریه قدمت تاریخ و تمدن خود به تاریخ یونان باستان متوسل شده است. و در جهت عکس آن نیز سعی در  منحرف و  انکار نمودن  تاریخ شرق دارد. برای نمونه ، در تمام فیلمهای آمریکایی و اروپایی ؛ شرقی ها  غیر متمدن، خشن و خون آشام ، و یونانی ها ، آزاده و مبارز و متمدن به تصویر کشیده می شوند. با توجه به جمیع این موارد ذکر شده می توانیم علت توجه جدی قدرتهای متخاصم خصوصاً قدرتهای غربی به ایران را که در مرکز دنیای ترک و اسلام واقع شده است درک کنیم.

توافقات مهم تاریخی

طی  قرن نوزدهم میلادی  تمام قدرتهای  معارض  با این دو دولت  ترک و مسلمان (عثمانی و قاجار)با به کنار گذاشتن اختلافات خود شان ، تا آنجا که برای ما مشهود است چهار توافقنامه مهم در مورد این موضوع را امضا کرده اند:

  1. در اواسط قرن نوزدهم میلادی دولتهای انگلستان، فرانسه، روسیه، ایتالیا و پروس (آلمان) تحت لوای «اتحاد مقدس» به منظور مقابله با دولتهای مسلمان ترک و مشخصاٌ  امپراتوری عثمانی گرد هم آمدند. غربی ها این اتحاد را با مبنا قرار دادن نظریه دولت ملت ژان ژاک روسو و  مشخصاً با هدف قرار دادن دنیای اسلام ترک و به قصد  جدا نمودن مناطق مسیحی نشین اروپایی  داخل در  امپراتوری عثمانی عملی نمودند.

2.  در سال 1904  توافقنامه ای با نام «دوستان صمیمی»  بین انگلستان ،  روسیه و فرانسه امضا شد .  برابر این پیمان ، پایان دادن به امپراتوری عثمانی و تقسیم  جمعیت های مسلمانان باقی مانده بین برخی کشورهای استعماری تحت استیلای امپراتوری های خودشان مد نظر قرار گرفته بود.

3. برابر پیمانی بین روسیه و انگلستان در سال 1907  تصمیم به تقسیم  ایران (به اصطلاح منطقه تحت نفوذ) گرفته می شود که پس از کودتا ی 1921 این قرارداد به نام دولت ایران واجد ارزش و اعتبار حقوقی گردیده بود.

  1. . توافقنامه منعقده بتاریخ 1806 بین روسیه تزاری با انگلستان مبنی بر پایان دادن و از بین بردن حاکمیت ترکان در منطقه هند، آسیای میانه، قفقاز بخصوص در ایران.

نقشه قرارداد 1907 ایران منطقه نفوذ فی مابین روسیه و انگلستان

هر چند بر اساس معاهدات اول و دوم  قدرتهای غربی موفق به  شکست نیروهای عثمانی گردیدند  ولی نتوانستند مانع از تشکیل ترکیه جدید بعنوان کشوری که خود را میراث دار قانونی عثمانی می دانست ، بشوند . یعنی کشور جدید التاسیس ترکیه با تمام صدماتی که متحمل شده بود  به  تنهایی، توانسته بود پرچم ترک ها را به اهتزاز در آورد. اما در مقابل امپراطوری ترک  قاجار ،  روسیه و  انگلستان توانستند به هدف و نتایج  نهایی و مخوف از پیش تعیین شده نایل گردند . و این وضعیت تا هم اکنون هم استمرار دارد.

حاکمیت دولت ترک قاجار از زمان انتقال قدرت از افشاریه یعنی سال 1790 میلادی همواره با دولت تزاری روسیه که روزبروز قدرت مند تر گردیده و سودای رسیدن به آبهای گرم جنوبی از طریق خاک ایران را در سر می پروانید در معارضه بود.

از سوی دیگر کمپانی هند شرقی انگلستان از قرن 16 میلادی عملیات خود را در هند آغاز و  نهایتاً پس از  حدود 250 سال در سال 1807 توانسته بود بر حاکمیت ترک ها در هند خاتمه داده و آنرا مستعمره خود قرار دهد و روز به روز سرزمینهای دولت ترک قاجار را به مرزهای خود الحاق کند .

در آن زمان امپراطوری قاجار نه با روسیه تزاری و نه با انگلستان قابل مقایسه نیست

لازم به ذکر است که  هر کدام از دولتهای روس و انگلستان در جنگهای خود غالباً معطوف به حاکمیت اسلامی ترک ها بوده و در درجه اول مضمحل نمودن و شکست دادن  دولتهای ترک را لازم  می دیدند. در این زمینه، حداکثر استفاده را از اقلیت های موجود در حکومت ترک ها بعمل آوردند.

قاجار ها در طول سده نوزده میلادی در شرق با کمپانی هند شرقی انگلستان و در  شمال با غرور سیری ناپذیر روسیه ، دست و پنجه نرم می کردند . از سوی دیگر آغاز حمله  ناپلئون بناپارت امپراطور فرانسه  به  شرق سبب تجدید قوای قاجار ها شده بود. اگر چه  قصد قاجار ها ، از پیوستن به  پیمان فرانسه و فینکنشتاین مقابله با  روسیه و انگلستان بود ولی این سیاست به شکست فجیعی منتهی  شد.

  بعد از این شکست فاحش سیاسی قاجارها، ارمنستان و گرجستان، آذربایجان شمالی امروزی را برابر قرارداد  مورخ 1813 موسوم به گلستان و معاهده مورخ 1828 موسوم به ترکمنچای از دست دادند. این دو موافقتنامه، باعث تقسیم آذربایجان که مغز متفکر و بازوی کوبنده امپراطوری ترک قاجار ها بود گردید که اثری منفی بر اساس حاکمیت گری ترکها داشت.

در اواسط قرن نوزدهم میلادی یعنی سال  1850 قوای آذربایجان که  ارتش مدرن امپراطوری ترک قاجار بود در افغانستان شکست خورد و افغانستان جزو سرزمینهای مستعمراتی هند شد ، قاجارها به بن بست رسیده بودند.

یکی از دلایل اصلی  که منتهی به شکست قاجارها در  این جنگ  شد، شیوع قحطی در کشور بود ،این قحطی آثار فاجعه باری بدنبال داشت .

بیش از نیمی از جمعیت کشور  از گرسنگی هلاک شدند. با توجه به نوشته های آیت الله قزلباش انگلستان عامدانه نقش عمده ای در پیدایش این قحطی داشته است. 

پس از این شکست، دو قدرت امپریالیستی بریتانیا و  روسیه  به منظور حفظ حاکمیت خودشان ، بر سر حکومت و سرزمین قاجار ها پنجاه سال با یکدیگر رقابت داشتند .

در دوران حرکت مشروطیت یعنی سال 1907 میلادی بین انگلستان و روسیه یک  پیمان محرمانه امضاء شده بود. این پیمان (قرارداد  تقسیم ایران) ایران را به دو منطقه تحت سلطه و نفوذ تقسیم می نمود. برابر این قرارداد  شمال کشور متعلق به  روس ها، و سمت جنوب به کنترل بریتانیا داده می شد. بموجب این توافق مرز ها از منطقه قصر شیرین ایران شروع واز  شمال اصفهان و منطقه سرخس خراسان گذشته و تا کوههای خاف افغانستان امتداد داشت .

 

دولت ترک قاجار ها  ده سال بعد، از مفاد قرارداد محرمانه راجع به تقسیم کشور به دو منطقه تحت سلطه میان بریتانیا و روسیه  مطلع شده بود و واکنش خیلی تندی در این باره اتخاذ نموده بود. علیرغم اینکه قاجارها در جنگ اول جهانی بی طرفی پیشه کردند ولی جنگ کشور را فراگرفته بود. انگستان از یک طرف بواسطه طرف پیروز جنگ بودن و هم بواسطه اضمحلال روسیه تزاری که رقیب قدرتمند وی در خصوص ایران بود استفاده لازم را نمود تا اهداف خود در حوزه حاکمیت ترکهای قاجار را که ایجاد پایه های حاکمیت خودش  نیز بود ، مستحکم سازد.

انگلستان در قالب یک طرحی ضد ترک در سطح ایران  ، بواسطه کمپانی هند شرقی و بر اساس تصور های ساخته شده  راجع به نژاد آریا و هند و اروپایی بالغ بر 150 سال در پشت پرده  درزمینه های ملی و سیاسی روی فارس زبانها کار و فعالیت کرده بود .  انگلیسی ها اقلیت  فارس زبان را همواره بر علیه  قاجارها  تحریک نموده و از آنها نهایت استفاده را می نمودند.

بریتانیا هم در جریان جنگهای آذربایجان شمالی و هم در جنگهای افغانستان  از اقلیت فارس زبان بر علیه ترکها  بهره گرفته بود. در قرن نوزدهم میلادی سفارت  بریتانیا همواره با  تاکید بر ستمی که  متوجه اقلیت فارس زبان می شود در جنوب کشور از شورشیان حمایت می کرد. حتی بارها بر لزوم ایجاد حاکمیت فارس زبانهای کرمان  در منطقه جنوب ایران  (به منظور بر عهده گرفتن نقش  یک سپر انسانی جهت دفاع از  شرکت شرق هند شرقی  به مثابه  افغانستان دومی)  سخن رفته است. انگستان نقش اساسی در شکل گیره نحله های متنوع هویتی فارس-پارس بازی کرده است . یکی از این نحله های فکری شکل گیری  فرقه بهائی  به  رهبری حضرت بهاءالله در سال 1840 میلادی بود. این نحله ها و شورش ها، قویاً سبب تضعیف بنیه  ترکهای قاجار گردید.

قحطی در ایران

انگلستان با ایجاد قحطی دومی عامدانه ضربه مهلکی به دولت  قاجار ها و ترک های ایران وارد نمود. این قحطی بین سالهای 1917 تا 1920 تحقق یافت و نظر به نابودی هفت الی نه ملیون نفر از نفوس که حدود نصف جمعیت را شامل می شد از آن بعنوان بزرگترین نسل کشی دنیا می توان یاد کرد.

لازم به ذکر است که آثار این قحطی در مناطقی که بیشترین اهالی آن ترکها بوده اند مانند تبریز، اورمیه، اردبیل، همدان، قم و اراک  مهلک تر بوده است .

دولت خیالی پارس در سرزمینی که ترکها در آن اکثریت بوده  و حاکمیت داشتند

انگلستان این قحطی را به منظور از کاستن و پای درآورن ترک های قاجار که اکثریت داشتند و تشکیل دولتی تحت سلطه با اقلیت فارس زبان دامن زده بود.

باید خاطر نشان ساخت که روسیه نیز علیرغم مشکلات داخلی که داشت در این زمینه با انگلستان موافق بوده است. ولادیمیر ایلیچ لنین علیرغم اینکه  بعد از انقلاب سوسیالیستی 1917  بی اعتباری پیمانهای استعماری ایجاد شده وسیله روسیه تزاری را اعلام نموده بود کماکان توافق نامه راجع به تقسیم ایران را معتبر می دانست .

انگلستان در نهم اوت سال 1919 تحت عنوان تفاهمنامه سیاسی و نظامی به تنهایی ایران را تحت سلطه خود گرفته بود. این قرارداد استعماری را وثوق الدوله صدراعظم دولت ترک قاجار به همراه دو تن دیگر از وزیران امضاء نموده بودند که برابر اسناد این امر در قبال آن مبلغ چهارصد هزار تومان پول بوده است. احمد شاه هم  گفته بود : « من ترجیح می دهم در خیابانهای پاریس لبلبی بفروشم تا اینکه با امضاء این قرارداد پادشاهی قاجار را حفظ نمایم.»

این امربدون مخالفت نماند. مخالفت ایالات متحده امریکا و اتحاد جماهیر شوروی و فرانسه با این تلاشهای بریتانیا به منظور تسلط بلامنازع در ایران در نهایت منجر به لغو این قرارداد شد. بدنبال آن انگلستان با توافق کامل اتحاد جماهیر شوری راجع به عمال خودشان با هویت فارس- پارس   با طراحی کودتای 21 فوریه 1921 – 3 اسفند 1299 موجبات به قدرت رسیدن خاندان ضد ترک پهلوی با رهبری رضا میر پنج  را فراهم نمود.

بعد از چند روز پس از کودتا، قرارداد راجع به تقسیم ایران بین روسیه و انگلستان توسط  سید ضیاء طباطبایی عامل انگلستان در مسکو بعنوان نخست وزیرقانونی کشور امضاء گردیده و به مفاد آن اعتبار داده شده بود. بر اساس این پیمان اتحاد جماهیر شوروی، انگلستان، در خصوص یکپارچه ماندن ایران متفق شده بودند و طبق این تفاهمنامه (قرارداد دوستی اتحاد جماهیر شوروی با ایران بتاریخ26 فوریه 1921، پنج روز بعد از کودتا) متعهد بودند تا  حکومت  مرکزی را به رسمیت شناخته از آن  پشتیبانی کرده و در امور داخلی آن نیز مداخله نکنند.

همچنین بر اساس این پیمان مقرر شده بود که سیاست خارجی ایران نیز باید بر پایه منافع  آن دو کشور باشد وروابط با ایالات متحده آمریکا به کلی قطع گردد. دولتهای طرف قرارداد در هر زمانی که منافع خود را در خطر می دیدند حق داشتند که در منطقه تحت تسلط و نفوذ خود نیروی نظامی مستقر کنند.

پس از امضای این پیمان  از سفیر ایالات متحده در تهران درخواست شد که کشور را ترک کند.اختلافات دیپلماتیک تا سال 1924 ادامه یافت ولی پس از کشته شدن معاون سفیر ایالات متحده امریکا در محله سقاخانه تهران  در 18 جولای 1924 آمریکا را مجبور به عقب نشینی سیاسی کرد.  در نوامبر سال 1925 رضا میر پنج بعنوان رضا شاه پهلوی  بر تخت نشست و حکومت خاندان پهلوی را اعلام نمود.

ایجاد دولت فارس در ایرانی با اکثریت ترک

اولین اقدامات رضا پهلوی تماماً بر مبنای ضدیت با ترک تدارک دیده شده بود. در تمام ادارات و دوایر دولتی؛ مقننه، اجرایی  و سیستم قضایی و آموزش ، زبان  فارسی بکار گرفته شد و  زبان ترکی ممنوع گردید. شعار « زبان واحد، ملت واحد؛ ایران-فارس و فارس-ایران» پا گرفت و اقدام  دیگر پهلوی ها بحث بر سر نام کشور بود. که این مباحثات  به تدریج از «ممالک محروسه» به انتخاب نام «ایران» با بار معنایی کشور آریاییها یعنی فارس ها! منتهی گردید.

نهایتاً از سال 1935 نام کشور ایران شده و نمایندگان کشور و مجلس سنا بر این اساس قدم برداشتند . اولین بار سعید نفیسی  مورخ مشهور در مقاله ای که منتشر نمود  در اینباره نوشت که «از این پس نام کشور ما ایران است.»  قبلاً  از این کشور با نام خاندانهای ترک یاد می شد. پس از ایجاد این سیستم فاشیستی در ایران ، انگلستان در جوامع انگلوساکسون  و نیزکشورهای انگلیسی زبان از نظر تاریخی و فرهنگی  اصطلاحات ایران فارسی – فارس- ایرانی را در سیستم های آموزشی جهان وارد و ترویج نمود.

از سوی دیگر اتحاد جماهیر شوروی  نیز با همین منظور در محدوده خودش و با کمی تفاوت اقدام نمود. این تبلیغات «ایرانی- فارس،  فارسی-ایران» با چنان شدتی در جهان صورت گرفت  که به تبع آن حتی کشور ترکیه آن را در سیستم آموزش و پرورش  خودش گنجانید و در حال حاضر  بخش قابل توجهی از شهروندان ترکیه امروزی که محصول  این سیستم آموزشی هستند ، تصور می کنند  که ایران تنها از فارسها  تشکیل شده و تمدن ایرانی فقط به فارس زبانها تعلق دارد.

اخراج  ایالات متحده  از ایران به موجب پیمان تقسیم

در فوریه 1921 با گردن نهادن دولت به  «پیمان نامه تقسیم  ایران» همه روابط با ایالات متحده امریکا قطع شده بود. ایالات متحده امریکا  مجبوربه عقب نشینی  شد و تا قبل از جنگ جهانی دوم حظور چشمگیری در ایران نداشت. جنگ جهانی دوم عامل بازگشت  مجدد ایالات متحده  آمریکا به صحنه سیاست ایران شد . در سپتامبر 1941 متفقین به بهانه همکاری رضا شاه با آلمان نازی نیروهای نظامی خود را وارد ایران نمودند. در حقیقت انگلیسی ها کشور را در اختیار داشتند. این روسیه بود که برای احقاق امتیازهای خود که از طرف نیروی انگلیسی پایمال شده بود را استرداد می کرد.

روس ها  از طرف آذربایجان شمالی وارد کشور شدند و بریتانیا هم از سمت جنوب برای تدافع منقطه متصرفه خود  اقدام به اعزام نیرو کردند و توانستند نیروی شوروی را در منطقه قصرشیرین متوقف کنند. ایستادگی و قطعیت روسها انگلیسیها را مجبور کرد که با برکناری رضا شاه به نفع پسر جوانش رضایت دهند و به اصطلاح رضا خان را به افریقا تبعید کنند. شاه، پس از مدت مدیدی زندگی در تبعید درگذشت . 

 آلمانها اروپا را اشغال نموده و  به مرزهای اتحاد جماهیر شوروی رسیده بودند. ایالات متحده امریکا به منظور ایجاد روابط اقتصادی و سیاسی و مدنی با ایران  دست به دامن انگلیس شد. بهرحال شروع حضور علنی ایالات متحده امریکا در ایران با ناخرسندی های اتحاد جماهیر شوروی توأم بود. علیرغم حضور فرانکلین روزولت و وینستون چرچیل و جوزف  استالین در تهران و توافق آنها بر علیه آلمان  ، باز هم استالین را نتوانستند قانع کنند که حضور ایالات متحده امریکا در ایران برای اتحاد جماهیر شوروی  دارای تبعات منفی نخواهد بود. متعاقب آن در سال 1946 ایران شاهد تحولات  و فعالیت های مهمی بود. شورشهای داخلی و ایجاد حکومت ملی آذربایجان جنوبی و قتل عام فدائیان بوسیله ارتش محمد رضا شاه  را می توان از این دست برشمرد.

اتحاد جماهیر شوروی، تحمل دیدن ایالات متحده امریکا در منطقه تحت کنترل خود را ندارد

اتحاد جماهیر شوروی که  حضور آمریکا در ایران را موافق با منافع خود نمی بیند ، بدنبال  رشد آزادیهای نسبی در کشور و بهره مندی گروهها از آن ، خصوصاً حرکتهای مردمی ترک ها و کردها ، حمایت از آنها را در دستور کار خود قرار می دهد. در اثر این حمایت ها در بخشی از سرزمین های آذربایجان جنوبی  حکومت  ملی  آذربایجان تشکیل شد. و در بخش دیگری نیز  در نتیجه  فشار روسیه به آذربایجانی ها شورشیان کرد  در منطقه مهاباد (سویوق بولاق ) به اصطلاح یک دولت کرد تشکیل دادند.

دلیل اصلی این کار عدم موفقیت ارتش روسیه در ورود به مناطق کرد نشین بود. چون که علیرغم اقدام ارتش روس در منطقه قصر شیرین ، ارتش بریتانیا آنها را ناکام گذاشته و به عقب رانده  بود.

روس ها از حکومت ملی آذربایجان به منظور دور نگاه داشتن ایالات متحده امریکا از منطقه تحت نفوذ خود بعنوان یک وسیله فشار سود بردند . آنها پس از دریافت قول همکاری از ناحیه قوام السلطنه نخست وزیر حکومت  مرکزی ، حمایت خودرا از حکومت ملی آذربایجان قطع کردند که این امر منتهی به قتل عام گسترده آذربایجانی ها شد. در این برهه  ایالات متحده امریکا با مدیریت زمان و مکان به نفع خودش  در کنار حکومت مرکزی قرار گرفت و حضور خود را پر رنگتر ساخت. 

زیر ساخت اجتماعی نیروهای خارجی در کشور

ایالات متحده امریکا با تجاربی که داشت به منظور تاثیر گذاری بر امور داخلی ایران لزوم به کار گیری عاملین مجرب و خریداری دیگر اقلام مورد نیاز با دلار را به خوبی می دانست.

1- آن دسته از علمای دینی که طی یک و نیم سده اخیر در ارتباط تنگاتنگی با انگلستان بوده و در جامعه دارای قدرت نفوذ ویژه ای بودند.

2- احزاب کارگری که تحت نفوذ اتحاد جماهیر شوروی بودند.

زیر ساختهای اعمال شده از ناحیه  ایالات متحده امریکا

آمریکا با توجه خاص به وضعیت طبقه متوسط جامعه و بخش خصوصی  روشی خیلی دموکراتیک تر و سخاوتمندانه تر از بریتانیا و اتحاد جماهیر شوروی در پیش گرفت و با ارزیابی کامل ظرفیت های کار نشده و بکر منطقه ، در زمینه فرهنگی فعالیت های وسیعی نمود و با اهمیت دادن به سازمانهای مدنی و در مدت زمان کوتاهی با سرمایه خودش اقدام به ساخت کارخانه های بزرگی در کشور نمود و زمینه را برای رشد طبقه متوسطی که همسو با منافع سیاسی خودش باشد ، گسترش داد.

روند  ملی شدن نفت در سال  1951 و سرنگونی حکومت مصدق

در آن زمان ایالات متحده امریکا با ونزوئلا قرار داد نفتی پنجاه درصدی امضاء نموده بود بر خلاف آن انگلستان با ایران بر مبنای 17 درصد توافق نموده بود و درخواست ملی شدن نفت در ایران نیز از همین جا سرچشمه گرفته بود.

ظهور جبهه ملی به رهبری دکتر مصدق با اتکاء به طبقه متوسط  فضای سیاسی را متاثر از خود نمود و بواسطه تعامل عادلانه و دموکراتیک تر ایالات متحده امریکا نسبت به رقبایش زمینه را مساعد نمود که در سال 1951 مجلس ایران از بریتانیا خواست که قرارداد نفت  بر مبنای 50 درصد تنظیم و امضاء گردد.

بدنبال عدم قبولی انگلستان ، مجلس نفت را ملی اعلام و مصدق را بعنوان نخست وزیر تعیین کرد ، ولی این حکومت تنها 28 ماه  دوام آورد . ایالات متحده امریکا از یک سوی برای بازگردانیدن شاهی که کشور را ترک نموده بود اقدام و از سوی دیگر به قصد ایجاد حاکمیت تحت سلطه خودش با تقویت نیروهای تحت امر خودش یک سری مذهبی ها را هم با خود همداستان نموده بود.

ایالات متحده امریکا با اطلاع از اینکه حکومت ملی دیرزمانی نمی توان بپاید در زمینه بازگشت مجدد شاه فعالیت نمود. ایالات متحده امریکا از یک طرف به ملی شدن نفت کمک نموده بود و از طرف دیگر با مساعدت در بازگشت شاه نسبت به رقیبش انگلستان  پیشی جسته و موفق شد امتیازات بیشتری را در ایران  از آن خود سازد .

پس از اینکه ایالات متحده امریکا  قدم به قدم به اهداف خود دست می یافت ، دولت آیزنهاور رئيس جمهور جدید ایالات متحده در نوامبر سال 1952 در رابطه با لزوم انجام کودتا در ایران با انگلستان به توافق رسید.  توافق نامه این کودتا در تاریخ 1 ژوئیه سال 1953 توسط چرچیل و در تاریخ 11 جولای،وسیله آیزنهاور امضاء شد . اندکی بعد با همکاری سرویس مخفی اطلاعات  (SIS)، اطلاعات نظامی(6MI) و سازمان اطلاعات مرکزی (CIA) ، حکومت ملی را سرنگون نمودند.

نیکی  کارشناس خارجی امور سیاسی ایران، در مورد مصدق به درستی می گوید که: “قهرمان شدن مصدق ناشی از شخصیت کاریزماتیک و برجسته اش نبود بلکه درگیریهای سیاسی بین بریتانیا و ایالات متحده آمریکا در این امر تاثیر بسزایی داشت. امریکا در این بین هم با موافقتی که با انگستان در کودتا داشت ، دامنه نفود خود را بر محمدرضا شاه افزایش داد و در همین حال، توانست پس از کودتا مانع از کشتار دسته جمعی اعضاء جبهه ملی گردد و در نهایت با دستیابی ایران به سهمی چهل درصدی از نفت به صورت موثر اقدام به تحکیم پایگاه اجتماعی خود در این کشور نمود.

طرح مارشال، کارت سبز امریکا برای ورود به ایران

برای فهم کامل علل موفقیت های چشمگیر ایالات متحده در ایران آنهم در فاصله زمانی نسبتاً کوتاهی به یک موضوع دیگر نیز باید توجه کنیم. این بسته کمکی ایالات متحده امریکا تحت نام جورج مارشال است که در آن زمان، کشورهای اروپایی، به ویژه بریتانیا، سخت نیازمند کمکهای مادی و معنوی ایالات متحده امریکا بودند.

طرح کمکهای مورد نیاز به کشورهای اتحادیه اروپا بنام وزیر امورخارجه ایالات متحده امریکا شناخته شده است . این طرح در سال 1947 به تصویب رسید و از سال 1948 که بمدت دوازده سال بین ایالات متحده و کشورهای اروپایی در چارچوب «سازمان همکاری و توسعه اروپا” در سراسر اروپا  اجرا و ادامه داشت. در این میان انگلستان بیشتراز همه  از این کمکها برخوردار شد.

بنابراین بیراه نخواهد بود که بگوییم ، انگلستان به صورت موقت هم که باشد به فعالیت های  ایالات متحده با دیده اغماض می نگریست. این طرح کمک رسانی از پنجاه سال پیش به  رشد و توسعه و اروپا و شکل گیری اتحادیه منتج گردید.  به تعبیر ادوین کومبین « ایالات متحده امریکا برای اروپا که باردار هویت و نقش بزرگی بود به مثابه  یک قابله حرفه ای  خدمت  کرد»

صنایع نفتی ایران

اکتشاف ، تحقیقات و توافقات راجع صادرات نفت  ایران برای اولین بار در سال 1901 در قبال  20 هزار پوند بین مظفر الدین شاه  و نماینده بریتانیا ویلیام ناکس دارسی امضا شده است .  پس از پیدا کردن نفت  شرکت نفتی انگلوپرشین از سال 1908 با نام شرکت نفت ایران و انگلیس موسوم گردید  و در سال 1953، پس از ملی شدن صنعت نفت  نام خود را به BP یا همان  ”بریتیش پترولیوم” تغییرنام داد.

پس از کودتای فوریه 1921 رضا شاه پهلوی در سال 1933، با این شرکت توافقنامه ای راجع به صادرات نفت امضا کرد. با توجه به  شرایط این قرارداد از همه صادرات نفت ایران 17 درصد سهم ایران تعیین شد . طی دوره  16 ساله حکومت  رضا شاه (1925-1941) درآمد نفت ایران  در بانکهای درجه دوم و سوم بریتانیایی به لیره استرلینگ تبدیل و در اختیار نماینده ویژه او در انگلستان قرار می گرفت.

درآمد نفت از طریق این نماینده  به بانکهای اروپا و به خصوص در بانک سوئیس به حساب شخصی رضا شاه منتقل می شد. رضا شاه در طی 16 سال  بالغ بر 68 ملیون تومان از این راه درآمد کسب کرده بود که در سال 1953  هنگام انتقال سلطنت به پسرش  تحت فشار متفقین  پول های موجود در حسابهای خصوصی اش هم به پسرش منتقل گردید . 

 پس از ملی شدن صنعت نفت و کودتای  ماه جولای  طبق  کنسرسیوم  نفتی 40٪ از سهام به  شرکت نفت BP انگلیس، 40 درصد ازسهام به  شرکت های امریکایی  واگذار شد، 6 درصد ازسهام به شرکت فرانسوی تعلق گرفت . انگلستان با احتساب  سهم 16 درصدی کمپانی شل که شریک تجاری وی بود با داشتن  56 درصد از مجموع سهام پس از کودتا نیز مدیریت شرکت نفت ایران را در اختیار داشت.

این توزیع سهام تا قبل از انقلاب در سال 1979 ادامه داشت. تا اینکه بعد از انقلاب تمام سهام ایالات متحده امریکا اعاده و به شرکتهای هم پیمان بریتیش پترولیوم واگذار گردید . برابر آخرین تحقیقات شرکت نفت و گاز بریتش پترولیوم  ایران  از نظر  ذخایر گازی در جهان رتبه نخست و نظر معادن بزرگ نفتی مقام دوم را دارد.

ایالات متحده امریکا پس از کودتای سال 1953

ایالات متحده امریکا پس از کودتا در بخش  داخلی کشور در منطقه خیلی کارآمدتر و موثر تر از هر دو کشور انگلستان و اتحاد جماهیر شوروی خودش را نشان داد. با استفاده از سرمایه خودش و اقدام به تاسیس کارخانه هایی  مهم و تقویت صنایع مونتاژ، زمینه برای شکل گیری طبقه متوسط و رشد روابط آنان فراهم نمود. شاه را متقاعد به گسترش فرهنگ شهری بین دیگر روستائیان از طریق تقسیم اراضی موسوم به انقلاب سفید کرد. 

در سال 1963 انجام  اصلاحات ارضی در کشور آغاز گردید . برنامه اصلاحات ارضی حدود 70 درصد از جمعیت  کشور را از تحکیم به کشاورزی در روستاها را پایان داد و بواقع زمینه ساز مهاجرت آنان به شهرها گردید.ایالات متحده امریکا بدینوسیله به دو هدف کوتاه مدت و بلندمدت خود نسبتا نایل گردید:

  1. تامین نیازمندی کارخانه های متعلق به بخش خصوصی از حیث نیروی کار انسانی که سرمایه گذاری خود رادر زمینه های تجاری و ساختمانی  آغاز کرده بودند.

2. سوق دادن  روستاییان و دهقانان  تحت نفوذ روحانیون تحت سیطره انگلستان به طرف زندگی شهری به منظور کاستن از میزان نفوذ آنان و کاهش اقتدار روحانیت.

در این راستا ایالات متحده فقط به هدف اول رسیده بود. ولی  از آنجا که اکثریت قریب به اتفاق کوچ کنندگان به شهرها  روستاییان و دهقان های  غیر فارس بخصوص ترک ها  بودند و در این روند  اکثریت ترک ها بعنوان قربانیان زندگی شهر نشینی شرایط بسیار سخت و دشواری در پیش روی داشتند. با توجه به ممنوعیت مطلق زبان ترکی  و تظاهر نگرش های خصومت آمیز نسبت به ترکها و عدم امکان رفع نیازهای زبانی برای قربانیان شهر نشینی و ناکافی بودن مراکر آموزشی که فقط قادر به جوابگویی  فارسی زبانان بود حصول نتایج مورد نظر را غیر ممکن می ساخت. در آن زمان خصومت با ترکها  از یک سو، و از سوی دیگر مشکلات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی کشور زمینه  مخالفت های عمومی ایجاد کرده بود و توده های مردم راه نجات را در احزاب کارگری و روحانیون می دیدند. این دوطیف بر خلاف خصومت موجود ،آشکار وعلنی با ترک ها دشمنی نمی کردند و با حمایت از تکلم انسانها به زبان خودشان زمینه جذب آنها را به خودشان فراهم نمودند. از همین روی بود که قربانیان مهاجرت و زندگی شهر نشینی یا به تشکیلات چپ می پیوستند و یا کماکان تحت تاثیر روحانیت باقی می ماندند.

بی اعتنایی ایالات متحده امریکا به پیمان تقسیم ایران به دو قسمت

ایالات متحده امریکا از عواقب وخیمی که بواسطه اعمال ستم و زورگویی دیکتاتور منشانه ای که نسبت به غیر فارس زبانها خصوصاً ترکها که در کشور اکثریت داشتند صورت می گرفت آگاه بود. از همین روی در تمام زمینه های  اجتماعی، سیاسی کشور  اجتناب ناپذیربودن آنرا لازم دانسته و در زمینه های ملی به صورت واقع بینانه ای به رفع مشکلات نظر داشت.

ایالات متحده می دانست که اداره کشور و نظارت بر آن مستلزم از میان برداشتن موانع اجتماعی ناشی از برپا بودن پایه های استعماری دولتین انگلیس و اتحاد جماهیری شوروی است، یعنی تا رفع این مسائل امکان حفظ حضور بلند مدت در منطقه ممکن نیست و کشور نیز به اندازه کافی پیشرفت نخواهد کرد. 

به همین دلیل،  ایالات متحده امریکا می خواست توافقی را که برای بریتانیا و اتحاد جماهیر شوروری امتیازاتی را قائل می شد و مانع حضور امریکا در کشور بود از میان بردارد.با لغو  این پیمان دیگر اتحاد جماهیر شوروی و انگلستان امکان در شرایطی مساوی رقابت با ایالات متحده امریکا را نخواهند داشت.  بنابراین ایالات متحده امریکا برای ایجاد زمینه مناسب موردنظر خودش آستینها را بالا زد.

رئيس جمهور ریگان،  از اوایل سال 1974 به محمدرضا شاه انجام  اصلاحات متنوع و دموکراتیکی را توصیه نمود و با انتقاد از وضعیت سیاسی موجود بر لزوم ”تغییر و رشد”تاکید و سعی در متقاعد کردن شاه نمود.

شاه، فارغ از مطالبات ملی ملت ترک ، در برخی زمینه ها در فکر انجام پاره ای اصلاحات بود اما از اینکه چه میزان موفقیت آمیز خواهد شد ، تردیدهایی داشت.

از نظر ایالات متحده امریکا با انجام  این اصلاحات هم  «پیمان تقسیم  ایران» از میان برداشته می شد و هم دایره عمل خودش وسیع تر می گردید و هم ایران بواسطه برطرف شدن این پیمان استعماری مدیون آنها می گردید. اما تصور اینکه اتحاد جماهیر شوروی و بریتانیا ساکت و بی صدا ناظر این روند خواهند بود یک بی تجربه گی محض بود.

مقابله  اتحاد جماهیر شوروی و بریتانیا با  ایالات متحده و انقلاب 1979

انگلستان با استفاده از روحانیون همسو و هم جهت با خود، نافرمانی توده ای را به رهبری  ”آیت الله خمینی” آغاز نمود و  از سوی دیگراتحاد جماهیر شوروی تشکیلات چپ ایجاد شده از ناحیه خودش را برای مبارزه بیشتر تشویق و تحریک نمود.

شهر تبریزهمواره  حساس ترین و مهم ترین پایگاه  مخالفت با خاندان پهلوی محسوب می گردید. در واقع برای اولین بار  شورشهای مردمی علیه سیاست اصطلاحات شاه در تبریز شکل گرفته بود.

این عصیان عمومی در فوریه سال 1978 شکل گرفت .

یک سال بعد، شاه  مجبور به ترک کشور گردید. آیت الله خمینی در فرانسه پس از دیدار با نمایندگان اتحاد جماهیر شوروی، بریتانیا ،  ایالات متحده امریکا و فرانسه طی یک کنفرانس مطبوعاتی ، اعلام کرد که قصد مراجعت به کشور را دارد و در فوریه 1979 به تهران بازگشت. انقلاب پیروز شده بود!

 

بعد از انقلاب سال 1979

پس از انقلاب، مردم انقلابی  در خصوص این نکته که سبک اداره دولت  جمهوری اسلامی ، جمهوری لیبرال و یا جمهوری سوسیالیستی باشد اختلاف دیدگاه داشتند.

  1. حزب توده بعنوان یک حزب قدرتمند و دارای تشکیلات قوی متمایل به  اتحاد جماهیر شوروی خواهان حکومتی به سبک جمهوری سوسیالیتی بود.
  2. حزب جمهوری اسلامی به رهبری آیت الله خمینی  که تحت تاثیر انگلستان و از اساسی ترین و موثر ترین احزاب بود خواهان اداره کشور به روش جمهوری اسلامی بود.
  3. ملی مذهبی ها یا نهضت آزادی و جبهه ملی نیز تحت تاثیر امریکا خواهان تشکیل دولتی به سبک جمهوری لیبرال – جمهوری ایران بودند.
  4. حزب خلق مسلمان که در تبریز تحت رهبری آیت الله شریعتمداری برپا شده بود با تفکر جدایی دین از سیاست و دفاع از حقوق ملی ترک ها مدافع ارزشهای لیبرالیستی بود که با ملی مذهبی ها همفکر بودند. حزب خلق مسلمان مقبول ترین حزب  در آذربایجان جنوبی وخصوصاً نزد عموم ترک های ایران بود و آیت الله شریعتمداری از شناخته شده ترین علمای دینی ایران بود . آن کسی هم که آیت الله خمینی را با اعطاء عنوان مجتهدی از چنگ رژیم خونخوار شاه نجات داده بود ، شخص شریعتمداری بود.

5. یکی دیگر از تشکیلات  موثر «سازمان مجاهدین خلق» بود.اعضای این سازمان، متشکل ازقائلین به اسلام شیعی و اقتصاد سوسیالیستی  بودند که به  جامعه ی بی طبقه توحیدی  اعتقاد داشتند. 

برخی از احزاب  چپ  دیگر نیز وجود داشتند.

برابر توافقات تقسیم قدرت ، خمینی  دولت خود را تشکیل می دهد.

آیت الله  خمینی  بلافاصله پس از ورود به کشور شروع به ایجاد حزب خود و نیروهای مسلح خود نمود و به عنوان رهبر در حاکمیت  موقعیت خودش را تثبیت کرد.   اتحاد جماهیر شوروی و بریتانیا نیزبعنوان عوامل خارجی این سیاست نیروهای تحت نفوذ خود را ترغیب به پیوسن در صفوف آیت الله خمینی و حزب توده نمودند.

  برخی سازمان های دیگر نیز این سیاست را دنبال کردند و سازمان فدائیان به اکثریت و اقلیت تقسیم شد و اکثریت هم نوا با خمینی و حزب توده گردید .  آیت الله خمینی بعنوان رهبر انقلاب  استراتژی سیاست خارجی را « نه شرقی ، نه غربی » و سیاست داخلی را تحت عنوان «حزب فقط جمهوری اسلامی» بیان نمود. یعنی بنا بر نیاز ، معاهده سال 1921  تقسیم ایران میان انگستان و اتحاد جماهیر شوروی با پذیرش مفهوم اسلام شیعی تثبیت گردید.

آیت الله خمینی، در پیمان تقسیم ،  ایالات متحده امریکا را کلاً بی نصیب رها نموده بود. آیت الله خمینی، بعنوان اولین وظیفه ای که داشت مشخصاً  به همه اقدامات لازم برای منع حضور ایالات متحده در این کشور و  منطقه ، دست زد.  بلافاصله سهم 40٪ ایالات متحده امریکا از تولید قرارداد  نفتی به طور یک جانبه لغو گردید . شرکت ها و کارخانه های بزرگ  موجود  بخش خصوصی که  پایه های اجتماعی ایالات متحده را شکل می دادند ملی اعلام شدند.

 آیت الله خمینی، کشور اسراییل ، متحد اصلی امریکا در منطقه را بعنوان یک کشور به رسمیت نشاخته و از لزومی نابودی آن سخن گفت که این امر به درجاتی از ناحیه حزب توده وابسته به اتحاد جماهیر شوروی و سازمان مجاهدین خلق و سازمان فدائیان خلق اکثریت نیز حمایت می گردید. کارکنان سفارت آمریکا درتهران پس از 55 سال از گشایش مجدد و حوادثات سقاخانه تهران ، بالغ بر 21 ماه به گروگان گرفته شدند.

آیت الله خمینی با حذف جدی رقبایش دولت خود را تاسیس می کند .

آیت الله خمینی همزمان با اقدامات ضد امریکایی خودش سرکوب مخالفانش در کشور را نیز شروع کرده بود . خطرناک ترین نام برای آیت الله خمینی ، آیت الله شریعتمداری و حزب خلق مسلمان طرفدار وی بود که از طرف ترک ها حمایت می شدند.  دیگر تشکیلات هم جمیعاً با ظن به اینکه آذربایجان جنوبی آبستن خواسته هایی دیگر بر مبنای ترک بودن و غیره می باشد در این زمینه خمینی را تنها نگذاشتند .

با شروع اقدامات سازمان یافته بر علیه امریکا و دیگر تشکیلات مستقل ، حزب خلق مسلمان که ترکها را نمایندگی می کرد غیر قانونی اعلام شد و از فعالیت های آن جلوگیری بعمل آمد . آیت الله شریعتمداری ابتدا از صحنه مبارزات حذف و سپس به صورت مرموزی از میان برداشته شد . بعد از حذف آیت الله شریعتمداری و حزب خلق مسلمان که بزرگترین تهدید برای آیت الله خمینی محسوب می گردیدند نوبت به سازمان مجاهدین خلق رسیده بود. این سازمان نیز بلافاصله غیر قانونی اعلام و بدنبال آن مجبور به ترک کشور شد .

یعنی بواقع حزب خلق مسلمان که بر اساس ارزشهای اسلامی و با رهبری آیت الله شریعتمداری شکل گرفته بود و سازمان مجاهدین خلق بعنوان رقبای خطرناک و تهدید بر انگیز برای آیت الله خمینی محسوب شده بودند ولی منازعه و اختلاف مهمی با تشکیلات چپ نداشتند .  در این میان نیروهای ملی مذهبی هم که شکل گیری و ایجاد آنها  متاثر از  سیاستهای ایالات متحده امریکا  در بخش خصوصی و با حمایت از ارزشهای لیبرالیسم بود و اقشار متوسط را نمایندگی می کردند و با واشنگتن روابط خوبی داشتند نتوانستند شرکای خوبی برای حاکمیت باشند.

همه در یک زمان کوتاهی ایزوله و حدف شدند. آیت الله خمینی با مشارکت  افراد نزدیک به خود ، سیستم خودش  را برپا نمود. ساختار و زیر بنای ایدئولوزیکی و فکری حاکمیت جدید  ، به جای  لیبرالیسم اقتصادی بیشتر تمایل به  سوسیالیسم داشت ، با تمرکز به زبان فارسی بعنوان زبان بیانی ارزشهای اسلامی شیعی .

آیت الله خمینی همزمان با  تشدید  اعمال ضد امریکایی خود در صحنه داخلی کشور نیروهای چپ را متمایل به خود می ساخت و این پیام را به اتحاد جماهیری شوروی می فرستاد که : «با بودن ما هیچ نیازی به استفاده ازاحزاب چپ وابسته به شما جهت فشاروجود ندارد.»   

پس از این اقدامات حزب توده بعنوان اساسی ترین  پایگاه اجتماعی  اتحاد جماهیر شوروی و«سازمان  فدائیان” اقلیت  غیرقانونی اعلام و از کشور طرد و حذف شدند.

آیت الله خمینی، با این تحرکات موثر قدم به قدم و با مهارت از نظر تاکتیکی عمل نمود. آیت الله خامنه ای و رفسنجانی بعنوان سران حاکمیت به اتکاء هوادارانشان هم کشورهای اروپایی بویژه بریتانیا  و هم اتحاد جماهیر شوروی را راضی نگاه داشتند  و تمام موانع پیش رو را یکی پس از دیگری از میان برداشتند .

تناقضات درونی در سیستم نوپای آیت الله خمینی

در سیستم جدیدی که خمینی بر پا می نمود افرادی با دیدگاههای مختلفی ایدئولوژیک به چشم می خوردند . اصلاً هم آسان نمی نمود که در آن واحد بتوان با حفظ منافع  اتحاد جماهیر شوروی و بریتانیا  را تنظیم نمود . آیت الله خامنه ای و یارانش ، مصمم بودند از نظر مبانی ایدئولوژیکی بیشتر از  ارزشهای لیبرالی به سوسیالیسم  نزدیک شوند و زبان فارسی را در راستای تبیین ارزشهای اسلام شیعی حفظ نموده و از حوزه سلطه و نفوذ  بریتانیا تا حد امکان بکاهند .

رفسنجانی و یاران وی نیز با افکار شدیداً پان فارسیزم و ضد ترک ، کاملا وابسته بریتانیا  بودند  . اینان به اقتصاد آزاد راغب تر بوده و مخالف با رشد نفوذ اتحاد جماهیر شوروی بودند . گروه اول به راست محافظه کار (اصول گرا ها) و گروه دوم به راست رفرمیست (اصلاحاتچی ها) موسوم هستند .

بروز دو گانگی فدرت بعد از آیت الله خمینی

این دوگانگی تا پیش از مرگ  آیت الله خمینی نمود چندانی نداشت  . اما پس ازپایان  جنگ ایران و عراق  و مرگ  آیت الله خمینی در سال 1989  این دو گانگی  خود را نشان داد. رفسنجانی به عنوان رئيس جمهور وقت کشور در سال 1989 برنامه های خود را به تصویب رسانید و با آغاز آن  بسیاری از شرکتهای بخش دولتی ، به بخش خصوصی واگذار گردید. در اقصاد گریز از گرایشات  سوسیالیستی  و بازگشت به ارزش های لیبرال شروع شد.

جریان پان فارسیسم که در زمان  خمینی  نسبتاً تضعیف شده بود دوباره خود را نشان داد و با افزایش تعداد موسسات مبلغ افکار پانفارسیسمی سیاست تبعیض علیه ترکها به شکل واضحی اجرا می شد . سعی بر تحکیم و تقویت  روابط با بریتانیا شد.

پس از خمینی ،  آیت الله خامنه ای بعنوان رهبر دینی کشور نیروهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و شبه نظامیان بسیجی را گرد خود آورده و سعی در تشکیل سیستمی قدرتمند برای خود کرد . این روند تا سال 1997 ادامه داشت .

نزاع بین نیروها بر سر ریاست جمهوری

در انتخابات دوره هفتم ریاست جمهوری در سال 1997،   آیت الله خامنه ای به حمایت از نامزد جناح محافظه کار ، و رفسنجانی نیز به حمایت از  محمد خاتمی نامزد   اصلاح طلبان یعنی گروه خودشان پرداختند. پس از حوادث دوم خرداد محمد خاتمی کاندیدای گروه رفسنجانی با هویت اصلاح طلبی بعنوان برنده انتخابات رئیس جمهور گردید.

حوادث و آشوبهای رخ داده در این انتخابات از وجود اختلافات و تناقضات عمیق در سیستم خبر می داد.  پس از برنده شدن محمد خاتمی در دوره هشتم ریاست جمهوری  نیز اصلاح طلبان تا سال 2005 توانستند سکان هدایت دولت را در اختیار داشته باشند . آنها در طی هشت سال یاد شده توانستند در کشور ارتباطات  میان پان فارسیستها با گروههای متمایل به  انگلستان و غرب را تعمیق بخشند و قدرت عمل بیشتری به آنها بدهند .

اما آیت الله خامنه ای  بواسطه  اقتدار فوق العاده ای که برابر قانون اساسی ایران به رهبر اعطاء شده است ،با استفاده از قدرت فوق العاده و اعمال سیاسی آن هر چند که با مشکلاتی توأم بود توانست ابتکار عمل رفسنجانی و گروههای متمایل به انگلستان را خنثی و موانعی در برابر آن ایجاد نماید.

استراتژی آیت الله خامنه ای بعنوان رهبر دینی

آیت الله خامنه ای در روستای خامنه  در نزدیکی تبریز متولد شده  و بزرگ شده خراسان است و نسبت فامیلی نزدیک با شیخ محمد خیابانی رهبرپرآوازه جنبش ملی آذربایجان داشته است و تحصیلات دینی دارد . اما پس از طی آموزشهای  مذهبی در ”دانشگاه دوستی مردم مسکو” تحصیلات دنیوی خود را ادامه داده و فارغ التحصیل ان دانشگاه می باشد که این موضوع تا این اواخر از جامعه ایرانی  مخفی نگاه داشته می شد .

توجه وافر آیت الله خامنه ای به دو مسئله استراتژیک بواسطه سیاست های داخلی و خارجی وی پس از تصدی رهبری دینی ایران ، قابل درک است:

  1. کاستن و نهایتاً پایان بخشیدن به حق کنترل بریتانیا بعنوان یکی از دو کشور معاهده تقسیم ایران .
  2. دستیابی به سلاح هسته ای به منظور دفاع در برابر تهدیدات ایالات متحده امریکا که بعنوان  متحد بریتانیا می تواند چالش بدنبال داشته باشد .

آیت الله سید علی خامنه ای به این منظور استراتژی خود را بر اساس سه پایه طراحی نمود.

  1. بسط قدرت نیرهای سپاه و بسیج و  کنترل شخص خودش بر آنها ،  به منظور امنیت امور داخلی و اقتصادی  کشور.
  2. استفاده از روسیه و چین به منظور برای پایان دادن به عملیات انگلستان در کشور. روابط ایران و روسیه فراتر از یک اتحاد استراتژیک می باشد. ایران پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی به منظور جلوگیری از جذب و پیوستن کشورهای تازه استقلال یافته  قفقاز جنوبی، ترکمنستان، افغانستان و دیگر جمهوریهای ترک  از طرف جنوب به غرب  و ادامه نفوذ روسیه بر آنها نقش ایفاء نموده است . از سوی دیگر، ایران در خاورمیانه بعنوان یک کشور متفق و متحد سیاسی با  روسیه ، خود به یک قدرت قابل توجهی  نیز تبدیل  شده است  و روسیه هم به این موضوع اشراف کامل دارد. می توان در این زمینه از آذربایجان شمالی و گرجستان  مثال زد . با همسایه بودن ایران با آذربایجان ، آنها حتی اگر هم بخواهند رهایی از سلطه روسیه خیلی سخت بنظر میرسد . چیزی که در دوره مرحوم ایلچی بی شاهد آن بودیم. اما گرجستان بواسطه همسایگی با کشوری مثل ترکیه به جای  ایران  در سال 2008 توانست از تحت سلطه و نفوذ روسیه خلاص شود. روسیه با درک اینکه ایران چقدر برای او مهم است هر کاری را که از دستش بیاید انجام می دهد.
  3. خامنه ای در این راستا از استفاده از جمهوری خلق چین نیز بعنوان یک قدرت بین المللی غافل نشده است . از حیث اقتصادی حجم روابط دو جانبه با چین در سال  1997 مبلغ 394 میلیون دلار بود که در سال 2005 به 2.2 میلیارد دلار و در سال 2011 به  45 میلیارد رسید . از سوی دیگر در زمینه دستیابی به  انرژی هسته ای و روند غنی سازی اورانیوم نیز به فکر استفاده از چین و کره شمالی بوده است .

محمود احمدی نژاد مورد حمایت خامنه ای به ریاست جمهوری میرسد

خامنه ای در انتخابات ریاست جمهوری نهم در سال 2005 از محمود احمدی نژاد که وابسته به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بود حمایت نمود  رییس جمهور شدن احمدی نژاد منجر به افزایش مواضع استراتژیک خامنه ای گردید . بدین صورت که :

  1. با توجه به گزارش منتشر شده توسط واحد خارجی  جنبش سبز  با امضاء توافقهای بزرگ اقتصادی بین چین و ایران ، نقش کلیدی برای کشور چین در نظر گرفته شد .در زمینه های نظامی و هسته ای و مسائل دفاعی و امنیتی هم بین این دو کشور توافق های مهمی صورت گرفت . بر اساس موافقتنامه امضاء شده دفاعی با چین در ازای امتیازات اعطاء شده  ،  اگر ایران از طرف کشورهای خارجی مورد حمله قرار گیرد چین امکانات  دفاعی در اختیار ایران قرار خواهد داد.
  2. کلیه صنایع در اختیار و  کنترل  سپاه پاسداران انقلاب قرار گرفت.
  3. نهادهای اجرایی دولت در کنترل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی قرار گرفت.
  4. پروژه های مهم  کشور  تحت کنترل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی قرار گرفت.
  5. کنترل اقتصاد کشور در دست سپاه پاسداران قرار گرفت.
  6. روند غنی سازی اورانیوم و نظارت کلی و مدیریت برنامه هسته ای  در اختیار سپاه پاسداران قرار گرفت.

این وضعیت روند آتی موقعیت امتیازات انگلستان را با یک سوال جدی توأم می ساخت و ایالات متحده امریکا را بعنوان یکی از متفقین نگران ساخت .

بالا گرفتن تنش ها در کشور و وقایع  2009

این روند  باعث افزایش تنش ها در کشور شد. موسوی و کروبی  نامزدهای معترض جناح اصلاح طلب در انتخابات ریاست جمهوری دهم ، در سال 2009 به پشتیبانی انگلستان به مقاومت در برابر احمدی نژاد پرداختند ولی اینبار هم با اعمال زور از ناحیه سپاه پاسداران و بسیج امکان رییس جمهور شدن احمدی نژاد فراهم شد.

اصلاح طلبان با انتقاد از  سپاه پاسداران ،  مداخله روسیه در  سیاست داخلی کشور را نیز مورد انتقاد قرار داده  و محکوم نمودند .  و موسوی، کروبی و حامیان آنها وسیله  اطلاعات و سپاه پاسداران بازداشت و زندانی گردیدند و این حبس ها کماکان ادامه دارند.

این رویداد بسیار مهم است، آنتاگونیست ( یا همان تعارضات درونی) سیستم حاکمیت را به دو بخش متضاد جدا نموده بود. ولی این تقسیم بندی به سود هیچدام از طرفین ، محافظه کاران به رهبری خامنه ای واصلاح طلبان مورد حمایت انگلستان نبود

 

نتایج سنگین سیاست تسامح رهبر دینی

انتخابات ریاست جمهوری سال 2013 در چنین فضای تنش آلودی شکل گرفت. حسن روحانی که متمایل به انگلستان بوده و از اشخاص منتسب به بدنه نظام محسوب می گردد ، با رویکردی اصلاح طلبانه و با شعار  ”اعتدال  و امید” در یازدهمین دوره  انتخابات ریاست جمهوری شرکت کرد. او مزید بر حمایت آیت الله خامنه ای و با حمایت اصلاح طلبان بعنوان یازدهمین رییس جمهور انتخاب شد.

برنامه هسته ای ایران

“سازمان انرژی اتمی” ایران در سال 1973 از طرف محمد رضا شاه به تصویب رسید و شروع به فعالیت نمود.

پس از  انقلاب برای رژیم اسلامی خصوصاً در استراتژی راهبردی خامنه ای، انرژی اتمی به مثابه یک نیاز حیاتی تصور  می شد. پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی  تلاش برای بدست آوردن انرژی هسته ای و اورانیوم غنی شده  از هر راه و با هر هزینه ای  توسط ایران یکی از پایه ها واهداف برنامه ای آیت الله خامنه ای بوده است .

این امر  تبدیل به یک اولویت استراتژیک برای دولت شده بود. در این راستا  ، تاکنون میلیاردها دلاربرای مردم و دولت  هزینه تحمیل شده  است . مضاف بر برنامه هسته ای ، تحریم های غرب علیه ایران به دلیل برنامه هسته ای نیز وضعیت اقتصادی کشور را در وضعیت بحرانی تر قرار داده است . ایران طی پنچ سال گذشته  انرژی زیادی را در این راه صرف نموده است .

با توجه به تازه ترین گزارشات  به همین خاطر بالغ بر 500 ملیارد دلار پول ازطرف رفورمیستها از ایران به  انگلستان انتقال داده شده و تورم سیر صعودی پیدا کرده است. ولی با این همه انصراف آیت الله خامنه ای از دستیابی به سلاح هسته ای به اندازه  انصراف از برنامه های استراتژیکی اش پراهمیت  محسوب می گردد.

توافق دولت حسن روحانی با پنج+یک

حسن روحانی،  به عنوان مقام اجرایی  از یک طرف سعی در متقاعد نمودن  سپاه به رهبری خامنه ای، در خصوص  مماشات وسیاست  برخورد نرم خود با انگلستان دارد و از طرف دیگر خواهان پایان دادن به خواسته آیت الله خامنه ای دایر بر حذف کامل  نفوذ انگلستان و ایجاد رابطه بهتری با ایالات متحده آمریکا دارد .   توافق امضاء شده وسیله محمد ظریف وزیر امور خارجه حسن روحانی با گروه  پنج بعلاوه یک اولین قدمها در این راه محسوب می گردد.  در اینکه این  اقدامات واقعاً به چه نتایجی خواهد انجامید ، باید صبر کرد و دید.

 

نتیجه

جغرافیای ایران  که در سده اخیر سعی در فارسی جلوه داده آن شده است  در واقع تا صد سال پیش کشوری بود که ترکها در آن اکثریت داشته و توسط ترکها اداره می شده است . گذشته از بحث راجع به تاریخ باستان آن ، پس از اسلام هم ترک ها اکثریت مطلق را در کشور داشته و در طول یکهزار سال از زمان قره خانیلر تا قاجار ها یعنی سال 1925  در این کشور حداقل 10 دولت ترک تشکیل داده و یکی از درخشانترین تمدنهای جهان را در آن بوجود آورده اند .  

ترکهای مسلمان  در سرزمینهای واقع در میان مثلث روسیه ، چین و اروپا ، که از آن بعنوان قاره کهن یاد می شود ، حضور داشته و حکومت می کرده اند ولی بعد از هزار سال حاکمیت به دلایلی که مشخص است تحت فشار قدرتهای سه گانه فوق خصوصاً اروپا و روسیه  زمام امور را از دست داده اند . ترکها در موارد زیادی قتل عام و از نظر فرهنگی نیز مورد هجمه واقع شده اند و جای تأسف است که این وضعیت کماکان ادامه دارد .

در اوایل قرن بیستم امپراتوریهای عثمانی و  قاجار  آخرین دولت های بازمانده از ترک ها بودند. عثمانی علیرغم از هم پاشیده شدن هویت حقوقی اش از میان نرفت .و در نتیجه جنگهای بزرگی که صورت گرفت کشوری بنام ترکیه پای گرفت . اما ترکها در ایران با توجه به موقعیت سیاسی – جغرافیایی آن در جهان اسلام و ترک ، سرنوشتی تاسف بار و غیر قابل پیش بینی را تجربه کردند.

آذربایجان بزرگ بواسطه معاهده های گلستان در سال 1813 و ترکمانچای بتاریخ 1828 تقسیم و بخش شمالی آن توسط روسها اشغال شد. در فاصله سالهای 1917 تا 1920 میلادی در مناطقی که اکثریت آن ترک ها بودند به صورت برنامه ریزی شده ای قحطی بروز کرد و در نتیجه آن هفت الی نه ملیون از نفوس آن تلف شدند. 

روسیه و بریتانیا در سالهای 1907 و  1921 بر اساس  پیمانهای تقسیم  ایران در معنای واقعی کلمه ترک های  سرزمین ایران را در خاک خودشان به اسارت گرفتند . پس از این توافق مفهوم  «ایران-فارس،  فارس- ایران»در ادبیات سیاست جهان گنجانیده شد.

چنین مفهوم و اصطلاحی پیشتر از 200 سال گذشته، در هیچکدام از اسناد تاریخی مربوط به عثمانی، صفوی، افشار و قاجار و یا دیگر منابع اسلامی یافت نمی شود.  این اصطلاح  برای اولین بار در قرن هیجدهم میلادی توسط مبلغان بریتانیایی به عمد مورد  استفاده واقع شده است.

پس از تأسیس  رژیم پهلوی در ایران از سال 1921  ترک ستیزی در تمام ارکان حاکمیت اعمال شد. پس از انقلاب اسلامی در سال 1979، هم که نزدیک به نیمی از جمعیت کشور را ترک ها تشکیل می دادند تغییری در این زمینه حاصل نگردید.

در حال حاضر در جمهوری اسلامی هم حتی با وجود اختلاف دیدگاههای اساسی در زمینه های مختلف ، در رابطه با نوع دیدگاهشان به مسئله ترک ها تفاوت چندانی احساس نمی شود. محافظه کاران به رهبری آیت الله خامنه ای هم در این زمینه  کاملاً زبان فارسی را بعنوان زبان اسلام شیعی پاس میدارند.

رفسنجانی، خاتمى و کروبی و رئیس جمهور فعلی حسن روحانی علیرغم اینکه در ظاهر رفورمیست هستند ولی از بعد ملی دیدگاههای خصمانه و خطرناک تری نسبت به ترک ها دارند.

اما ترک ها، با این همه  طی  90 سال گذشته با انواع  روش های مختلف افکار و صدای بلند اعتراضی خود را بواسطه این بی عدالتی هایی که در حق آنها روا داشته شده است بر زبان آورده اند . ترک ها امروز  تحت عنوان «حرکت ملی آذربایجان جنوبی» به مبارزات فرهنگی و سیاسی خود ادامه می دهند . این حرکت از همان ابتدای شکل گیری دو هدف استراتژیکی اساسی را دنبال می کرد:

  1. زبان 40 ملیون ترک ایرانی در قانون اساسی رسمی وسراسری اعلام گردد، و در نتیجه زبان ترکی  نیز همانند زبان فارسی و با همان اعتبار و دارای حقوق مساوی در دوایر دولتی و اجتماعی اعمال گردد.
  2. در منطقه  آذربایجان جنوبی و دیگر مناطقی که ترک ها زندگی می کنند نابرابریهای اقتصادی که نتایج اسفناکی بدنبال آورده است از میان برداشته شوند و برای نیل به این منظور سیاست عمل مثبت – Positive Actionاعمال گردد.

لازم به تذکر است که قرارداد امضاء شده وسیله محمد ظریف وزیر امور خارجه حسن روحانی با گروه پنج بعلاوه یک مستلزم توقف کلیه فعالیتهای هسته ای ایران ظرف شش ماه آتی است. از سوی دیگر به موجب این پیمان ، در رابطه با ایالات متحده امریکا که در سال 1921،  با سیاست اتحاد جماهیر شوروی و  بریتانیا ، سفارتش در آتش سوزانیده و مجبور به عقب نشینی شده و  هنگام جنگ جهانی دوم  با مساعدت انگلستان دوباره در صحنه سیاست ایران فعال شده بود و در سال 1980 همانند گذشته سفارتش وسیله انقلابیون اشغال  و تمام روابط آن قطع شده است ، قرار است سهم خود را از نفت باز پس بگیرد و علیرغم ملی نمودن تمام حوزه های متعلق به آنها و دشمن اعلام نمودن آنها ، بر سر یک میز بنشیند و یخ های روابط را آب کنند ، که باید نتیجه این کار را صبر کنیم و ببینیم.

ولادیمر پوتین رئیس جمهور فدراسیون روسیه که سیاست خارجی تهاجمی دارد قبل از توافق گروه پنج بعلاوه یک طی یک کنفرانس مطبوعاتی که در مسکو برگزار شد در رابطه با امداد خواستن بریتانیا از ایالات متحده امریکا از بابت از دست دادن ایران ، با بیانی انتقادی  و در عین حال مبهم چنین گفته بود:

« انگلستان که قدرت تاثیر گذاری و کنترل خود در منطقه را از دست داده است و نمی تواند به تنهایی از آنها محافظت کند ، به پیرزنانی شبیه است که به جز غیبت کردن کار دیگری از دستشان بر نمی آید.»

بزودی خواهیم دید که آیا توافق گروه پنج+یک و ایران در عمل به صورتی پویا امکان حفظ تعادل بین نیروی خارجی در داخل کشور را فراهم خواهد ساخت  و یا زمینه ساز وقوع حوادثی جدی  در آینده خواهد بود.

در حال حاضر دقیقاً باید دو نکته را خاطرنشان سازیم :

1. حسن روحانی بعنوان رئیس جمهوری اصلاح طلب و ضد ترک  با حمایت های ایالات متحده امریکا و انگلیس  سعی خواهد کرد بر خلاف خواست رهبر دینی کشور و روسیه ، سیاست های سلطه مورد نظر غرب را از نو تحکیم ببخشد . در این راه اگر لازم باشد  با نادیده نگرفتن ایالات متحده امریکا کشور را رسماً تحت  سلطه و نفوذ  انگلستان قرار خواهد داد.

 2. رهبر دینی و سپاه، به همراه هم پیمانانشان ، به هر قیمتی که باشد به منظور حفظ موقعیت استراتژیک خود به مقاومت ادامه خواهند داد.

 به عنوان  نتیجه، باید گفت که ، ترکان ایران و دولت ترکیه برای صلح و دوستی در منطقه و جهان اسلام و رسمیت ترکیت در ایران با موضع گیریهای سنجیده وکارا از این جبهه گیریهای طرفین بعمل آورند.

نویسنده: رحیم جوادبی لی (Rahim Cavadbeyli) دسامبر 2013

ترجمه: کاظم محمدزاده 16/08/2015

 

  (1076)

facebooktwitter

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *