هزینه گذر از دولت لائیک برای اردوغان – اومود ائورن

سانانیوز:دولت اردوغان فکر نمی کرد که از ضعیف ترین نقطه خود و توسط نزدیک ترین متفق خود مورد حمله قرار گیرد.
گرچه احزاب مخالف حزب حاکم همیشه هشدارهایی در مورد نقطه ضعیف آکاپ (رشوه) و نفوذ جماعت گولن بر اورگانهایی مثل پلیس و دستگاه قضایی را گوشزد کرده اند. ولی اردوغان فکر نمی کرد جماعت گولن که بیشترین منافع و رانت را از حکومت اردوغان می گرفت به بزرگترین کابوس دوران نخست وزیری اش تبدیل شود.

erdoهر دو طرف در این فکر بودند که برادری دینی می تواند جلوی جنگ قدرت و جنگ رانت را بگیرد . ولی آنان نمی دانستند که در اقتصادی مبتنی بر بازار آزاد تداوم چنین برابری ایدولوژیکی ضعیف است.
از طرف دیگر ماهیت دولت و ماهیت یک جمعیت دینی ماهیت های هستند که کارکرهای متفاوتی را دارند. و این فرق ماهیت نیز فهم از همدیگر را سخت و مشکل می کند.
بنیان گذران حزب عدالت و توسعه اگر چه همانند جمعیت گولن وابسته به یک جریان سنت اسلامی اند. ولی از مکتب اربکان که مکتبی کاملا سیاسی است حمایت میکنند این درحالی است که جمعیت گولن از سنت اسلامی سعید نورسی که طرفدارانش را از مداخله بر سیاست برحذر می دارد طرفداری میکنند.

اردوغان با کشیدن گروه گولن به بازی سیاست و با ایجاد یک اتحاد عملیاتی بر علیه ارتش رسما جمعیت گولن را وارد دنیای سیاست در ترکیه کرد. با ورود جمعیت گولن به سیاست و پیروزی مشترک در تسویه ارتش جمعیت گولن خود را نوعی شریک قدرت حس می کرد. این حس قدرت تا جائی پیش رفت که این جمعیت در جریان انتخاب رئیس سازمان امنیت ملی ترکیه، حرکت کشتی مارمارا برای شکستن محاصره غزه و حتی انتخاب برخی وزیران اقدام به مخالفت کرد . اقدامات این گروه فقط با مخالفت نماند بلکه این گروه اقدام ناموفقی برای محاکمه فیدان رئیس سازمان امنیت ترکیه که اسرائیل و آمریکا نیز با انتخاب او مخالف بودند کرد. در جریان اعتراض گزی نیز گروه گولن از رفتار و گفتمان اردوغان انتقاد کرد. از دیگر سو این جمعیت از مذاکرات اردوغان با حزب پ کا کا نیز نا رضایتی خود را نشان داد.

طرف مقابل یعنی حکومت اردوغان از همان روز مداخله گروه گولن در مخالفت با انتخاب فیدان اقدامات لازمه را برای تسویه این گروه از سیاست و جلوگیری از نفوذ بیشتر آنان را شروع کرده بود. ولی اقدامات دولت اردوغان با احتیاط همراه بود. اردوغان همراه با تسویه آرام , به دادن پیامهای دوستی نیز اقدام می کرد. ولی تصمیم دولت اردوغان برای تغییر سیستم آموزشی و بر چیدن آموزشگاهای پیش دانشگاهی که تحت کنترل این جماعت بود خشم آنان را بر انگیخت. این اموزشگاها علاوه بر اینکه منافع بزرگ اقتصادی برای این گروه داشت. مراکزی بود برای تربیت نسلی از سیاستمداران و کادرهای که در اورگانهای مختلف دولتی از پلیس گرفته تا قوه قضایه مشغول به فعالیت می شدند.
در اصل مجموعه اختلافات بین اردوغان و گروه گولن از سیاست خارجی اردوغان گرفته تا لحن مجادله طلبانه او در برخورد با مسائل داخلی همگی عواملی بود که دربستن آموزشگاههای پیش دانشگاهی خود را بصورت آشکار نمایان کرد. دور خیز اردوغان برای ریاست جمهوری و اختلاف بر سر نخست وزیری و ریاست حزب آکا پ بعد از اردوغان نیز یکی از نقاط اختلاف بزرگ می باشد. گروه گولن مایل است که عبدالله گول که لحنی محتاطانه دارد ریاست حزب را بعد از اردوغان بگیرد. ولی ظواهر امر نشان می دهد که اردوغان مایل است فردی مثل نومان کورتولموش که ار سنت اربکان می آید جانشین وی شود

بغیر از ابعاد داخلی این اختلاف ابعاد بین الملی نیز باعث تشدید این اختلافات شده است. بدنبال سیاست خارجی موفق ترکیه تا سال ۲۰۱۲ این اختلافات دورنی می توانستد بصورتی حل شود. ولی مشکلات بزرگ ترکیه در سیاست خارجی باعث شدت گرفتن این جنگ قدرت شد.
ناموفق بودن سیاست های ترکیه در سوریه و مصر, تمایل اردوغان به روسیه و گروه شانگهای , تغییر رویه غرب و آمریکا در مواجه با ایران به دنبال تغییر در سیاست های جمهوری اسلامی ایران و علائمی دال بر دوری عربستان از ترکیه و نزدیکی به اسرائیل همگی عواملی هستند که باعث شده است. جمعیت گولن از اردوغان چشم پوشی کند. جمعیت گولن از سیاست های ترکیه در قبال اتحاد ترکیه با کردهای عراق برغم حکومت مرکزی نیز احراز ناراحتی کرده اند. البته در این مورد احزاب دیگر نیز هم فکر جمعیت گولن می باشند.

خیلی ازروشنفکران و سیاستمداران ترکیه بخوبی شاهد این هستند که گفتمان متکی بر اسلام گرایی سیاسی در خاورمیانه با شکست مواجه شده است. سرنگونی رژیم مرسی در مصر, افزایش نفوذ گروهای که در لیست ترور کشورهای غربی هستند در سوریه که باعث عدم حمایت غرب از مخالفان اسد شده است. تسویه سیاستمدارانی از جنس احمدی نژاد در ایران همگی بر تغییر چهره سیاستمداران در منطقه اشاره دارد. این تحولات باعث شده است , اردوغان که بنوعی بازمانده ای از این نوع سیاست ورزی است با مشکلات جددی مواجه شود. این نیز باعث شده است که یک اتفاق نظری در مورد تغییر در سیاست ترکیه شکل بگیرد. این اتفاق نظر هم در صحنه داخلی و هم در صحنه بین المل شکل گرفته است. در اصل علائم این اتفاق در جریان اعتراضات گزی به خوبی آشکار شده بود . ولی اردوغان بجای اقدامات اساسی در تعقیب اصلاحات دمکراتیک با فرافکنی سعی در حل مشکل کرد.

درگیری جمعیت گولن و حزب عدالت و توسعه بغیر از مسائل گفته شده زمینه ها و نتایج اقتصادی را نیز دارد.
باباجان وزیرمسول در امور اقتصادی و معاون نخست وزیر ترکیه اعلام کرد که کشور در جریان اخیر دستگیری عده ای در ارتباط با رشوه خواری ۲۰ ملیارد دلار ضرر کرده است. در همین حال بسیاری از تحلیلگران ترکیه بر این اذهان دارند همین که ترکیه با مسئله رشوه در سطح کابینه موضوع بحث شده ضربه بزرگی بر ترکیه و اعتبار آن بوده است.
ترکیه بعنوان پویاترین اقتصاد منطقه و جزی از گروه بیست, نقش مهمی را در اقتصاد جهانی بر عهده گرفته است. حکومت اردوغان برغم تمام انتقادات باعث افزایش تولید ناخالص ملی کشور, رشد اقتصادی مستمر, افزایش صاردات و مثبت بودن رقم های اقتصاد کلان شده است.
در دوران اردوغان همانند سیاست در پروفایل بازیگران اقتصادی نیز تغییری محسوس انجام گرفته است. ببرهای آنادولو که تمایلات اسلامی و محافظه کارانه دارند سهم مهمی را در تولید ناخالص ملی گرفته اند. ولی با ورورد به روبط اقتصادی بین الملی آنان نیز در یافته اند که دمکراسی پویا و نزدیکی به اتحاد اورپا می تواند در تداوم رشد اقتصادی سهم بسزائی داشته باشد. درست است که بحران اقتصاد جهانی و بحران اقتصادی در اورپا باعث کم شدن جاذبیت اورپا برای ترک ها شده است. ولی صاحبان سرمایه بخوبی در یافته اند که تمایلات نزدیکی اردوغان به چین و روسیه می تواند برای دمکراسی و اقتصاد ترکیه فاجعه بار شود.
از طرفی دیگرخیلی از صاحبان صنایع و صاحبان سرمایه در ترکیه بعد از اعتراضات گزی شاهد افت ارزش لیره بودند. تا یکجای این می توانست به صادرات ترکیه تاثیر مثبتی داشته باشد. ولی رئیس اتاق بازرگانی ترکیه گفته است که ما انتظار داریم لحن آرامتری را را در مقابله با بحرانها پیش آمده بشنویم. آنان خواهان این هستند که حکومت اردغان مسولیت پذیری بیشتری در قبال گفتار و کردار خود داشته باشند. تا مثل دوران قبل از اردغان آنان هر روز شاهد جابجائی های شدید در ارزش لیره نشوند.

دلیل این اختلافات را نمی توان در اختلاف آکاپ و جمعیت گولن خلاصه کرد. این حوادث را باید در سیر تکاملی سیستم دولتی , رقابت های داخلی ,و جهانی دانست که ترکیه تاریخا درگیر آنان بوده است. یک نگاه تاریخی به ما نشان خواهد داد که مبارزه بر سر قدرت در تمام کشورها شکل های خاص خود را داشته است. ریشه سنتی این مبارزات را می توان در دوران عثمانی جستجو کرد. از رقابت نیروهای نظامی گرفته تا گروهای مذهبی مختلف برای کسب بیشترین نفوذ در دولت گذشته تاریخی دارد. بعد از برقرای جمهوری ترکیه سران این جمهوری سعی در ساخت مدلی جدید از شکل قدرت و روابط بین مرکز مختلف قدرت کردنند. قوه مقننه, قوه مجریه و قوه قضائی بصورت خودگردان از هم و کنترل کننده هم در نظر گرفته شدنند. ولی تعریف موقعیتی خاص برای ارتش برای محافظت از جمهوریت در مقابل حافظه تاریخی شریعتمدار در اقسا نقاط جامعه ترکیه خود مشکل بزرگی را در رشد دمکراتیک کشور ایجاد می کرد. علاوه بر این تقسیم جهان به دو قطب سرمایه داری – کمونیزم و قرار گرفتن ترکیه در جبهه غرب نیزمانعی دیگر از رشد دمکراتیک بود. البته این بدین معنا نیست که اگر ترکیه در جبهه کمونیزم قرار می گرفت رشد دمکراتیک بیشتری نسبت به امروز داشت. کلا دنیای دو قطبی مانعی بوده در این راه. ولی مشکلات اساسی امروز ترکیه را می توان در چند مورد خلاصه کرد. سیاسی شدن قوه قضائیه و سعی حکومت های مختلف و گروهای مختلف برای نفوذ در سیستم قضائی, ضعف قوه مقننه در نمایندگی اقشار مختلف جامعه, نا آشنائی با بازیهای استراتژیک در خاورمیانه , رقابت بین نیروهای اورپا محور و آسیا محور, عدم گذر از سیستم لایک به سیستم سکولار و درک کلاسیک از دمکراسی و جستجوی آن در صندوق رای بجای دمکراسی کثرت گرا.
وزیر مستعفی کشور محمد گولر در آخرین صحبت های خود گفته است که آلقی مهمتر از یارقی می باشد.(برداشت افکار عمومی از حواث مهمتر ازقضاوت است) این را می توان اینطوری ترجمه کرد که بظن برخی از سیاستمداران ترکیه, افکار عمومی بالاتر از حکم است که قضات می دهند. این نگرش به سیاست و قوه قضائیه یکی از مشکلات اساسی است که ترکیه هنوز درگیر آن می باشد.

بعد از جریانات اخیر شاهد بازگشت شعارهای حرکت گزی به خیابانهای ترکیه هستیم. در اینکه طبقه متوسط ترکیه از سیاست های اردوغان ناراضی هستند اتفاق نظری عمومی وجود دارد. ولی آلترناتیوی که بتواند مشرعیت هم طراز با حزب آکاپ را کسب کند دیده نمی شود. اگر چه رشوه خواری و رانت خواری در دوران حکومت آکاپ واقعیتی است که کسی نمی تواند آن را انکار کند. ولی در اینکه این حوادث را فقط بتواند با پرونده رشوه و رانت های غیر مشروع توجه کرد نیز ناقص است.
الک داغ از دیپلوماتهای قدیمی و عضو سابق حزب جمهوریت خلق می گوید: این یک عملیات بسیار حساب شده برای ساقط کردن اردوغان است. عملیاتی که در پشت آن یک مغز فوق العاده استراتژیک قرار گرفته است . این عملیات برای دادن حکومت بدست فردی معتدل تر و بادقت تر در لحن و رفتارسیاسیی مثل عبدالله گول می تواند باشد.البته وی از توطئه بین الملی صحبت نمی کند. بلکه اور معتقد است این سیر طبیعی دوری از سنت دولت لایک می باشد.
ایگید بولوت مشاور اردوغان که تمایل برای گرفتن وزارت دارد، مدعی است که قدرت های امپریالیستی و مافیای جهانی مالی و اقتصادی از پیشرفتهای اقتصادی ترکیه ناراحت هستند. آنها قصد بدست آوردن منافعی که با آمدن اردوغان از دست داده اند را دارند. سرمایه داران رانت خواری که صاحبان صنایع و تولید کنندگان واقعی را مانعی در مقابل منافع خود می بیند با این قدرتهای امپریالیستی در اتفاق و اتحاد هستند.
عبدالرحمان دل پاک: مدعی است که اگر امروز اردوغان در انتخابات کشورهای عربی باضافه ایران شرکت کند با اکثریت پیروز می شود. به دلیل این محبوبیت اردوغان قدرتهای منطقه خصوصا سران اعراب اردوغان را دوست ندارند .
از اکثر تحلیل ها چنین بر می آید که یک اتفاق داخلی و بین الملی خواهان برکناری اردوغان و یا حداقل تغییر رویه وی هستند.
وی برغم همه این ادعاها نمی توان منکر این شد که در دوران حکومت اردوغان افراد نزدیک به حزب وی و یا کسانی که توانسته اند خود را بنوعی جزی از حزب وی و ایده الهای وی نشان دهند. ثروتمندتر شده وبه مال منالی رسیده اند. حکومت اردوغان در توزیع رانت های دولتی( اقتصادی, استخدامی و فرهنگی) نتوانسته است عادلانه رفتار کند. علاوه بر این حکومت اردوغان خود درگسترش استفاده سیاسی از قوه قضائیه نقشی اساسی بازی کرده است. در اصل امروز اردوغان قربانی سیستمی شده است که در آفرینش و استفاده از آن بر علیه مخالفان خود سهمی اساسی و مرکزی را بازی کرده است.
اردوغان با تغییرات در کابینه و ترمیم کابینه سعی در گذر از این بحران دارد. وی می خواهد که با پیروزی در انتخابات شهرداریها مشروعیت تضعیف شده خود را دوباره بازیابد. ولی به جریان افتادن یک پرونده دیگر که در آن پای پسر اردوغان هم به میان کشیده شده و حکایت از همکاری بلال اردوغان با یکی از پشتیبانان مالی القاعده دارد. می تواند مشکلی بزرگتر در سطح جهانی و خصوصا در روابط با آمریکا برای ترکیه بیاورد.
چنین بنظر می رسد که اردوغان فقط با انتخابات زود رس, ادامه اصلاحات دمکراتیک بدون ملاحضات ایدولوژیک و چرخش دوباره به اتحادیه اورپا و استاندارهای آن اتحادیه می تواند از این مرحله خود و حکومتش را بسلامت رد کند.
چنین بنظر می رسد که اردوغان در صورت پیروزی دوباره و اکثریت مطلق بتواند با مبارزه جددی با رشوه و پخش ایدولوژیک رانت به مبارزه برخیزد. این حوادث باعث خواهد شد که اردوغان بجای اتفاق و اتحاد های اعلام نشده با گروهای مثل گولن اینباردر صدد اتفاق با گروهای بیشتری از جامعه ترکیه برآید. تا بتواند از پس چنین حملاتی بر آید. این نیز لازمه آشتی بیشتر با گروهای چون علویان , کردها وطبقه متوسط شهری خواهد بود. اگر اردوغان در این مسیر حرکت کند. می توان ادعا کرد که اردوغان هم خود را شخصیتی تاریخی خواهد کرد و هم ترکیه برنده این حوادث خواهد شد.
لازم بذکر است که گذر ترکیه از این مرحله با توسل به دمکراتیزاسیون بیشتر, هم می تواند در افزایش قدرت ترکیه در منطقه و جهان ماثر باشد. هم باعث رشد فرهنگ دمکراتیک در منطقه گردد. اگر گذر از این بحران به این شکل انجام بگیرد تاثیرات مثبتی را بر ایران نیز خواهد داشت.

(646)

facebooktwitter

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *