جبهه متحد کورد ،آذربایجان ودمکراسی – اوختاى بهزادى

meqalسانانیوز: ازآنچه در گزارشات ديدار جبهه متحد كورد و حجت السلام يونسى مشاور امور قوميتهاى رئيس جمهور درز کرده است،جبهه مزبور فقط مشکلات کوردهای اذربایجان غربی را نمایندگی کرده یا کفه این گزارشات سنگین تر است،و البته با اعلام نمودن اماری که متکی بر هیچ منبع رسمی یاغیر رسمی نیست و با اضافه نمودن چهار درصد به شصت درصد که شگردی تبلیغاتی برای تلقین امور غیر واقعی است بی شک در پی استفاده تبلیغاتی در بین بدنه اجتماعی جنبش رفع تبعیض کورد بوده است اینجا این سوال پیش می اید كه آیا کوردها فقط در اذربایجان غربی با این مشکلات مواجه هستند.مثلا استان کردستان با این مشکلات مواجه نیست؟مثلا مسولین استان کوردستان کورد سنی مذهب هستند؟
البته ذکر این نقطه را خالی از لطف نمی دانم که هر ناسیونالیسمی بر پایه منافعی تشکیل میشود و اصولا خود را در مقابل گروهی تعریف میکند،عموما ناسیونالیسم کورد بخاطر اینکه مرزهایش دور از مرز خلق فارس میباشد و بهمین خاطر تضاد منافعی با منافع خلق فارس ندارد و تضاد منافع اش بیشتر با منافع خلق اذربایجان است!ناسیونالیسم كورد ماهیت ضد تورکی و ضد اذربایجانی دارد!بهمین خاطر است که حتی تشکیلات کوردی و یا کادر رهبری تشکیلات ،اکثراً برخاسته از اذربایجان غربی میباشند(البته تشکیلات کوردی بر پایه ایدولوژی چپ بنیان نهاده شده است،ولی انحرافات ناسیونالیستی لااقل در بدنه ان مشهود است و يا احزاب كورد بخاطر جذب نيرو مجبور به استفاده از اين فاكتور هستند)
بی شک نگارنده این سطور تا حدی این مسله را درک میکند،و قائل به حقوق شهروندی و ملی خلق کورد ساکن استان اذربایجان غربی است اما اعتقاد دارد که تقلیل مسله کوردها به استان اذربایجان غربی و بزرگنمایی بیش از حد آن،گسست قومی در این استان را شدیدا عمیق تر کرده و راه را برای سو استفاده دشمنان حقوق قومی و ملی در ايران فراهم میکند،جبهه متحد خلق البته میداند که مشکل کوردها در ایران تورکها و اذربایجانیها نیستند!بلکه سیستم و دیکتاتوری توتالیر جمهوری اسلامی میباشد که همانقدر که حقوق ملی و شهروندی کوردها را نقص میکند،حتی شدیدتر از ان حقوق شهروندی و ملی تورکها را نقص میکند!البته که قابل درک است که بعضا بخاطر اینکه خلق کورد بعضا با مسولین استانی تورک تضاد پیدا میکنند،احساسات ضد تورکی پیدا میکنند!اما سو استفاده یک تشکیلاتی که وجهه سیاسی و علمی دارد و تقلیل هدف رفع تبعیض به تورک ستیزی و تورک هراسی،نه بنفع خلق کورد میباشد و نه بنفع خلق تورک میباشد.حتی ادعای اینکه اقای یونسی ادعا کرده که اذریهای استان اذربایجان غربی،اکثر کوردهای اسیمیله شده هستند!نشان از اطلاع حکومت از وجهه ضد تورکی ناسیونالیسم کورد و سعی در معکوس کردن و هدایت و مهندسی جنبش رفع تبعیض کوردی به تورک ستیزی دارد!حکومت سالهاست که سعی در تفرقه بین خلقهای تحت ستم دارد و با این گاف یونسی که سعی کرده نشان دهد که دشمن اصلی کوردها نه فاشسیم ایرانی،بلکه اذربایجانیهایی هستند که کوردها را هم اسیمیله میکنند،در حالی كه مگر تورکها خود در معرض اسیمیله نیستند ؟ وانگهی اذربایجانیها با کدام امکانات دیگران و در اينجا مشخصا كوردها را اسیمیله میکنند؟
البته استبداد و دیکتاتوری جمهوری اسلامی در فکر حل مشکلات قومی بنفع دموکراسی و همزیستی مسالمت امیز نیست،این را بطور ساده میتوان از اختلافات اساسی که اقای حجت الاسلام یونسی بعنوان مشاور قومیتی دولت روحانی ذکر میکند فهمید!مثلا ایشان اشکال اساسی میگیرد که چرا در نوشتار نامه جبهه متحد كورد به جاى کُرد،کورد نوشته شده است یا بسم الله استفاده نشده است(این نشان از دارد این سیستم شوینیست و توتالیر خودش حتی عاجز از تحمل کلمه کورد است!اما سعی میکند تورکها را مقصر جلوه داده و هم یقه خودش را برهاند و هم بقول خودش دفع افسد به فاسد کند)این سیاستی است که صدها سال است شوینیزیم ایرانی و فارسی بخوبی ان را اجرا میکند و تاکنون انرا خوب اجرا کرده است!
من در اخر میخواهم از جبهه متحد خلق کورد انتقادی بکنم،اما از خواننده انتظار دارم که انتقاد من را بر علیه خلق کورد،یا جنبش رفع تبعیض کورد تعبیر نکند! که این روزها متاسفانه باب شده که هر کس نوشته یا بیانیه این چنینی دید،فحش نامه ای به اسم مقاله بنویسد و در ان بدون پیرایش راست از نادرست،با نفرت افکنی و سواستفاده از احساسات توده مردم آدرس اشتباه داده و با عمیق تر کردن تفرقه قومى،خود را قهرمان پوشالی جا بزنند و حکومت فاشیست و توتالیر هم البته غیر از این هدفی ندارد و کسانی هم دانسته یا نداسته هیزم بیار این اتش میشوند!قصد من این نیست،و اطمینان دارم که ازادی هر دو خلق به هم وابسته است.
اما انتقاد من از جبهه متحد کورد با توجه به تجربه و شناختی که کم و بیش از این جبهه دارم.و حتی انتقاد جامعه مدنی کورد را از این جبهه یاداوری میکنم،جامعه مدنی کورد خیلی وقتها مدعی شده که اکثرا جبهه متحد با پان ایرانیستها سمت و سویی دارد و در مسائل کوردستان نسبتا پاسیو هستند و در مسایل اساسی روز کوردستان سمت و سویی ندارد و یا در موقعیت های اساسی کوردستان موضعی نمی گیرد و فقط در موسم انتخابات پیدایشان شده و مردم را به شرکت در انتخابات جمهوری اسلامی دعوت میکند!راستش از نظر اخلاقی من خود را محق به انتقاد همه جانبه از جبهه مذکور نمی دانم،اما در مورد دعوت به رای گیری مردم در انتخابات تجربه و مطمعنا انتقادهایی از جبهه مذکور دارم.جبهه مذکور در انتخابات اذربایجان غربی نقشی شدیدا منفی بازی میکند و اکثرا برنامه تحریم انتخابات توسط جناحهای مترقی را در اذربایجان غربی را به شکست میکشاند،و حتی میتوان گفت در انتخاب مرتجع ترین نماینده های مجلس و شورای شهر اذربایجان غربی مستقيما تاثیر دارد!تفکرات شدیدا راست گرایانه جناح مزبور در اینکه تفکر افراد برای ما مهم نیست،مهم این است که فقط کورد به مجلس یا شورای شهر در اذربایجان غربی را پیدا کند.(تا از این طریق اکثریت بودن کوردها در اذربایجان غربی را اثبات کنند) و به اين طريق تحريك هر دو خلق به شركت در انتخابات نمايشى ميشود،و به اين طريق باعث عمیقتر شدن شکافهای قومی در اذربایجان غربی و غلتیدن هر دو خلق بصورت واکنشی به طرف جناحهای مرتجع میباشد که در نهایت نفع اصلی را حکومت مرکزی و سیستم فاشیست میبرد،حتی از ان طریق میتوان گفت که این گروه کاتالیزور رشد تمایلات ارتجاعی در حرکت ملی اذربایجان است.
و در اخر تاكيد ميكنم كه مشكل كوردستان و يا اذربايجان با اضافه شدن مسؤول كورد زبان به مسؤولان جمهورى اسلامى حل نمى شود و يا بالعكس،مثلا تمام مسولان كوردستان،كورد زبان باشند و باز هم از خلق كورد رفع تبعيض نمى شود،چونكه هنوز وزير اطلاعات سابق و مشاور رئيس جمهورى با تقليل موقعيت خود به معلم ادبيات از سبك نوشتن كورد به جاى كرد سخت عصبانى شده است،در طرف مقابل هم اگر همه مسولان جمهورى اسلامى هم تورك باشند و حتى يك نماينده كورد هم از اذربايجان غربى انتخاب نشود و همه شان تورك باشند باز هم هيچ تاثير مثبتى در حقوق ملى و شهروندى توركها پديد نمى ايد!مسله در شوينيزم و سيستم تبعيض است و تقليل نفرت ما از سيستم تبعيض و نژادپرستى به نفرت از تورك يا كورد يا فارس،بى شك باعث شكست ما خواهد و كسانى كه ناخواسته نفرت از سيستم را به نفرت از نژادها و يا خلقها تقليل ميدهند تبديل به همكاران بى مزد سيستم تبعيض نژادى و شوينيسم ميشوند.

اوختاى بهزادى (591)

facebooktwitter

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *